ابو القاسم عبد الله بن محمد القاشانى

91

تاريخ اولجايتو ( فارسى )

انتقام سخن او استصراخ و استغاثت نمودند . پادشاه از سر اعجاب شگفتى فرمود كه نه ائمهء مسلمانان مىگويند كه هركه نماز بيشتر 87 گزارد ثوابش افزون باشد ، پس چگونه كسى را براى افزونى نماز بكشند ؟ على الخصوص از اولاد و ذريّات پيغمبر صلوات اللّه و سلامه عليه . و نيز چنگيز خان فرموده كه اگرچه دين و ملت اسلام اختتام 88 ملك و اديانست ، اما مسلمانان بدترين امت و نازل‌ترين قوم‌اند ، و من دعوى او را منكر و كاره بودم ، اكنون بدانستم كه سخن و نظر چنگيز خان حق و صدق است ، از بهر آنك اصحاب هيچ امتى و ملتى و ارباب مذهبى و نحلتى قتل ذريات نبى خود براى افزونى نماز و طاعت روا ندارند و گستاخى و انبساط نكنند . براى طاعت و عبادت چگونه كسى را بكشند و بسوزانند ! و به قصاص خون او فرمود كه هركه غوغا كرده است همه را بكشند و بر صوب عانه و حديثه روان شد ، و بر سمت ممر از علما و ائمه از اختلاف و نزاع آراى مسلمانان اسجاب ( ؟ ) و استفحاص مىفرمود ، و حال مذاهب و ملك مىپرسيد . چون بر عجر و بجر وقوع اختلافات آگاه شد ، فرمود كه همواره اين فكرت سمير ضمير فرموده است كه براى هر طايفه و صنف از زمرهء مسلمانان مقرّى معين و موضعى مفروز ساخته‌اند . چنان كه مدرسه دانشمندان را ، و خانقاه صوفيان را ، و زاويه منزويان و گوشه‌نشينان را و صومعه‌داران ( ؟ ) و مجرّدان را ، پس چگونه براى سادات همچنين جايى نساخته‌اند به سادات منسوب ؟ همانا سبب اختلاف مناصب رياسات عباسيان بوده باشند . بزرگى مقبول القول مقرّب الحضره آنجا حاضر بود ، گفت به وقتى كه رسول صلّى اللّه و سلّم از دار فرار به سراى قرار رحلت و نقلت كرد ، او را پسر نبود مگر دخترى ، زن على عليه السّلم كه او را بمثابت فرزند و داماد و ابن عمّ بود ، مادر دو پسر حسن و حسين . اندكى از اهل بيت گفتند كه به جاى نبى اهل بيت او سزاوار -